آورده اند که روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد که آن را در میان فقرا و نیازمندان تقسیم نماید بهلول وجه را گرفت و ساعتی بعد به خود خلیفه رد کرد. هارون از علت آن سوال کرد.
بهلول جواب داد که من هر چه فکر کردم دیدم از خود خلیفه محتاج تر و فقیر تر کسی نیست. این بود که من وجه را به خود خلیفه رد کردم .
چون می بینم مامورین و گماشتگان تو در دکان ها ایستاده, به ضرب تازیانه مالیات و باج و خراج از مردم می گیرند و در خزانه تو می ریزند و از این جهت دیدم که احتیاج تو از همه بیشتر است لذا وجه را به تو برگرداندم.