حکایتی از زندگی امام موسی کاظم علیه السلام
شهادت امام موسی کاظم علیه السلام بر عموم شیعیان تسلیت باد.
مرحوم كلينى ، علاّمه طبرسى و علاّمه مجلسى و ديگر بزرگان
، به نقل از ابوخالد زبالى حكايت كنند:
در آن زمانى كه مهدى عبّاسى ، امام موسى كاظم عليه السلام
را از مدينه به عراق احضار كرد، من در يكى از كاروان سراها به
نام زباله بودم ، كه حضرت به همراه تعدادى از ماءمورين
خليفه وارد كاروانسرا شد؛ و چون آن بزرگوار مرا ديد خوشحال گرديد و فرمود: مقدارى لوازم ، برايش تهيّه و فراهم كنم .
عرض كردم : مولاى من ! چرا شما را در اين وضعيّت مى بينم
؟!
اين همه ماءمور، شما را به كجا مى برند؟
و سپس افزودم : من از اين طاغوت مهدى عبّاسى مى ترسم و
شما را در امان نمى بينم
.
حضرت فرمود: اى ابوخالد! در اين سفر به من آسيبى نخواهد
رسيد، ناراحت نباش ، در فلان ماه و تاريخ ، نزديك غروب آفتاب
منتظر من باش ، كه ان شاءاللّه مراجعت مى نمايم .
ابوخالد گويد: بعد از آن كه ماءمورين حكومتى حضرت را
بردند، من مرتّب در حال محاسبه ايّام و ساعات بودم ، كه
چه موقع زمان وعده حضرت فرا مى رسد و مراجعت مى فرمايد.
پس چون آن روزى كه امام عليه السلام وعده داده بود، فرا
رسيد، من تا غروب آفتاب منتظر قدوم مبارك آن حضرت نشستم ؛ ولى آن
بزرگوار نيامد، تا هنگامى كه هوا تاريك شد، ناگهان
ديدم از آن دور يك سياهى پديدار گشت .
چون جلو رفتم ، امام موسى كاظم عليه السلام را سوار بر
قاطر ديدم ، بر حضرتش سلام كردم و از اين كه صحيح و سالم مراجعت
فرموده است ، بسيار خوشحال و مسرور گشتم .
آن گاه حضرت به من خطاب كرد و فرمود: اى ابوخالد! آيا
هنوز هم ، در شكّ و ترديد هستى ؟
گفتم : الحمدللّه ، كه از شرّ اين ستمگر ظالم نجات يافتى .
فرمود: آرى ، ليكن مرحله اى ديگر مرا احضار خواهند كرد و
در آن مرحله نجات نمى يابم ؛
و آنان به هدف شوم خود خواهند رسيد.
حکایتی دیگر از امام کاظم علیه السلام:
علىّ بن جعفر حكايت كند:
روزى در محضر برادرم امام موسى بن جعفر عليه السلام بودم
و او را حجّت خداوند متعال پس از پدرم ، در روى زمين مى دانستم .
ناگهان فرزندش ، علىّ عليه السلام وارد شد و برادرم
فرمود: اين فرزندم ، علىّ صاحب و پيشواى تو خواهد بود؛ و
همان طور كه من جانشين پدرم هستم ، او نيز جانشين من مى باشد، خداوند
تو را ثابت قدم و پايدار نگه دارد.
من گريان شدم و با خود گفتم : برادرم با اين سخنان ، خبر
از مرگ و رحلت خود مى دهد.
ناگاه امام عليه السلام اظهار نمود: برادرم علىّ! مقدّرات
الهى بايد انجام پذيرد، همانا حضرت رسول ، اميرالمؤمنين ، فاطمه
، حسن و حسين (صلوات اللّه عليهم اجمعين ) الگوى تمام انسان ها
بوده و هستند و من نيز تابع و پيرو ايشان خواهم بود.
علىّ بن جعفر افزود: اين سخنان را برادرم ، امام موسى
كاظم عليه السلام سه روز پيش از آن كه هارون الرّشيد در
دوّمين مرحله او را به بغداد احضار نمايد، بيان فرمود.