مردي شترش گم شده بود . مدتي گشت ولي پيدايش نکرد . با حالي مضطرب گفت : اي خدا اگر شترم پيدا شود ، او را به يک درهم به محتاجان بفروشم .
وقتي پيدا شد ، ديد صد درهم مي ارزد . گربه اي به گردن شتر آويخت و گفت شتر را با گربه مي فروشم .
۹۹ درهم گربه ، ۱ درهم شتر.

نتیجه اخلاقی: قبل از اینکه بگم پای حرفمون وایسیم, باید بگم حرفی نزنیم که مجبور به این کارها بشیم.