ابوبصير مى گويد:
در محضر امام محمد باقر وارد مسجد شدم ، مردم در رفت و آمد بودند. حضرت به من فرمود:از مردم بپرس مرا مى بينند؟
من به هركس كه رسيدم پرسيدم: امام باقر را ديده اى؟
مى گفت: نه ! با اينكه همانجا ايستاده بود.
در اين وقت ابو هارون مكفوف (نابينا) وارد شد.
امام عليه السلام فرمود: اكنون از ابو هارون بپرس كه مرا مى بيند يا نه ؟
من از او پرسيدم: امام باقر را ديده اى ؟
پاسخ داد: آرى !
آنگاه به حضرت اشاره كرد و گفت: مگر نمى بينى امام اينجا ايستاده است .
پرسيدم: از كجا فهميدى ؟ (تو كه نابينا هستى .)
پاسخ داد: چگونه ندانم با اينكه امام نورى درخشان است؟
آرى حقيقت را با چشم ديگرى بايد ديد.