اعتقاد و باور
یک نفر سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند و او هم از خواب پرید و فقط با عجله دو مسأله ای را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و باورش این بود که استاد آن ها را به عنوان تکلیف منزل برای هفته بعد داده. او تمام آن روز و آن شب را برای حل کردن آن مسأله ها فکر کرد. اما نتوانست حلشان کند. در طول هفته هم دست از تلاش بر نداشت. سرانجام توانست یکی از آن ها را حل کند. وقتی آن را به کلاس آورد, استاد به کلی مبهوت شد و گفت: «من این مسأله ها رو به عنوتن دو نمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بودم!!»
نتیجه اخلاقی: با تلاش است که به موفقیت دست می یابیم و با دست روی دست گذاشتن مطمئنا هیچ مشکلی حل نخواهد شد.
نتیجه اخلاقی: با تلاش است که به موفقیت دست می یابیم و با دست روی دست گذاشتن مطمئنا هیچ مشکلی حل نخواهد شد.
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 7:21 توسط مسلم
|