مادر و مدرسه
صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت.
مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است.
پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه.
مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه.
پسر: یک, همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو, همه معلم ها از من بدشون می یاد.
مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه.
پسر: مامان, تو دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟
مادر: یک تو الآن پنجاه و دو سالته . دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی!!
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 12:33 توسط مسلم
|